السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

78

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

شخصيّتى عزيز و بزرگوار و بسان شخص حقير نيازمند با مالك بىنياز و و الا و بزرگ ، و چون فرد ناتوان ناچيز با مولايى كه بيم و هراس از او دارد ، و مانند افرادى كه خيانت و جنايتى از آنان سر زده با كسى كه از همه مالكان بزرگتر است و هر وقت كه بخواهد توانايى انتقام گرفتن را دارد ، او را مورد خطاب قرار مىدهد . مقدّم داشتن مقصود حضرت حقّ و اشتغال به ياد او همچنين بايد هنگام دعا و مناجات ، مقصود خداوند - جلّ جلاله - از فرا خواندنت به محضر مقدّس وجود خويش را بر مقصود خويش ، كه درخواست رحمت و جود و بخشش است ، مقدّم بدارى ، به گونه‌اى كه هنگام دعا لذّتى كه از ستايش و تقديس بزرگى و تعظيم شأن و مقام او ، و اعتراف به احسانش احساس مىكنى ، نزد تو محبوبتر از بر شمردن حوايج خويش باشد ، اگر چه خواسته‌هايت از امور مهمّ دار فنا بوده ، و يا براى دفع بزرگترين بلاها و گرفتاريها باشد . اى بنده ، اگر خداوند - جلّ جلاله - را از روى يقين مىشناختى ، مسلّما مىديدى كه اشتغال به حفظ حرمت و حقّ رحمت او ، تو را به استجابت دعايت و مساعدتى كه خواستهء توست ، زودتر نايل مىگرداند . چنان كه در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « همانا خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد : هر كس به جاى مسألت نمودن از من ، به ياد و ذكر من مشغول گردد ، برترين عطايايى را كه به درخواست‌كنندگان از خود مىدهم ، به او عطا مىكنم . » اينك مىگويم : آنچه را كه من در اين باره از پيشوايان اسلام و مقتداى خود مىدانم آن است كه پيامبر اكرم - عليه افضل السّلام - فرمود : « برترين دعا ، دعاى من و دعاى پيامبران پيشين است . آنگاه تنها كلمهء لا إله إلّا اللَّه را بر زبان جارى نمود ، و ستايش خدا را بجا آورد . عرض شد : كجاى اين كلام ، دعاست ؟ حضرت - كه درودهاى خداوند بر او و خاندان او و بر برگزيدگان پيش و بعد از او باد ! - فرمود ( بدين مضمون ) : كداميك از اين دو ، به منظور مسألت و دعاكننده آشناتر ، و